الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
165
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
راه حقّ دور و منحرف شدند ، خداوند به همان سرنوشت دچارشان كرد ( كه خداوند عصيان پيشگان را هدايت نمىكند : وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ - 108 / مائده ) . زول : زَالَ الشَّيْءُ يَزُولُ زَوَالًا : آن چيز از راه خود جدا شد و از آن برگشت . أَزَلْتُهُ و زَوَّلْتُه : هر دو گفته مىشود ، يعنى : دورش كردم ، در آيات : ( أَنْ تَزُولا - 41 / فاطر ) و ( وَ لَئِنْ زالَتا - 41 / فاطر ) و ( لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ - 46 / ابراهيم ) . زَوَال : در چيزى كه قبلا ثابت بوده ، به كار مىرود و اگر گفته شود پس چرا
--> مواردى كه اين چنين سود مادى در برابر گناه اجتماعى و فردى قرار مىگيرد جانب ترك سود و منفعت را بگيريد و آن عواقب سوء را از زندگى خويش دور كنيد يعنى در هر امر محتملى كه دو جنبه دارد ، همين ملاك و حكم كلّى را در نظر بگيريد . در آيهء فوق هم كه در متن آمده با توجّه به چند آيه قبل از آن كه آغاز سوره صفّ است ميزانى و ملاكى براى تمام مواردى است كه مثل گمراهى و هدايت - عزّت و ذلّت - حكمت و بسط رزق - بركت و فضيلت و رحمة نصرت و يارى - عذاب و غفران - و آمرزش - و بالاخره تزكيه و اصلاح كه خداوند به خود نسبت مىدهد ، بعد از زمينهاى است كه انسانها در خويش به وجود مىآورند و آنها را با گزينش و اراده آغاز مىكنند . مىفرمايد : ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ أَنْ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ - 2 و 1 / صفّ ) . پس ايمان بايستى با عمل به آن توأم باشد و گر نه با حرف و گفتن و خود را مؤمن دانستن بدون عمل به اركان ، گناه است ، زيرا او كسانى را دوست مىدارد كه در راهش همچون بنيانى پولادين و استوار بايستند و نبرد كنند . سپس مىگويد : موسى به قوم خويش گفت : شما كه مىدانيد من پيامبرم چرا آزارم مىدهيد و اذيّتم مىكنيد ( فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ - 5 / صف ) چون انحراف يافتند خداوند دلهاشان را از حقيقت دور كرد خداوند عصيان پيشگان از حقّ را هدايت نمىكند . بنابراين همانهائى كه پيامبرى موسى را قبول داشتند و همانها كه ايمان آورده بودند ، چون پايدارى نورزيدند و سر بر خط فرمان حقّ و اللّه ننهادند و دلهاى خويش از راه حق به شهوت ، فسق و فجور ، استكبار دنيا پرستى و ظلم و ستم توجّه دادند ، نتيجه وضعى و عملى چنين انحرافات همان است كه گفت : ( اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ - 108 / مائده ) و ( وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ - 27 / ابراهيم ) نتيجه اين كه مشيت حقّ و خواست و اراده او در امورى كه ذكر شد بعد از فراهم نمودن مقدّمات و زمينه آنها از طرف خود انسانهاست .